دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ ه‍.ش.

جر دادن خواهرم از عقب

ساعت 6 عصر بود تازه از باشگاه برگشته بودم ودر خونه را زدم خواهرم تنها تو خونه بود تا اومدم تو گفتم کسی نیست؟؟؟؟؟!!!!اونم جواب داد مامان الان میاد. پرسیدم مگه کجاس؟؟ جواب داد خون همسایه. گفتم کی رفته که می گی میاد و یه لبخند بهش زدم ودستشو گرفتم. دستشو کشید و گفت : گیر نده من امروز اعصاب ندارم اگه گیر دادی داد می زنم.منم دیدم خیر امروز آبجی هستی نمی خواد یه حالی به داداشش بده. ولش کردم و رفتم .فرداش یه فیلم تارزان گرفتم و تا خونه خلوت شد گذاشتم . خواهرمم داشت تو حیاط کنار حوض برا خودش ور می رفت که نیاد تو اطاق که من بخوام گیر بدم.ولی بعد 10 دقیقه من که دیدم خبری نشد صداشو زیاد کردم و از پنجره داشتم نگاه می کردم که خواهرم بر گشته داره نگاه می کنه . 5 دقیقه بعد رفتم ازش خواهش کردم بیاد تو و به هزار خایمالی آوردمش و گذاشتمش تو خونه و خودمم نشستم و هیچی نگفتم 10 دقیقه که مبهوت به فیلم نگاه کرد یهو برگشت و بهم گفت : من کار دارم و نمی خوامم اینجور فیلمارو ببینم اگه می خوای کاری بکنی زود باش!!!!!!!!!! فهمیدم که داره میسوزه از حشر. سریع اومدم بغلش وگرفتمش . هیچی نمیگفت تصمیمشو گرفته بود که بهم بده. یه شلوار ورزشی قرمز پاش بود و یه پیرهن منم زیر شلوار داشتم . طاق باز خوابوندمش و همونجوری مثل همیشه از رو شلوار کیرمو گذاشتم رو کسش و شروع کردم حال کردن . امروز خیلی بی سر وصدا بود فهمیدم فیلمه کار خودشو کرده تو یه لحظه فکری زد به سرم بهش گفتم شلوارتو می کشی پائین ؟؟؟ جوابش دیونم کرد واااااااای یعنی می شه من رونای خواهرمو بعد 1 سال انتظار ببینم؟! جواب داد: فقط شلوارمو در میارم و اگه گفتی شورتتم در بیار جون بابا شلوارمو می پوشم . منم مثل این چیز ندیده ها گفتم قبوله. باشه. خواهرم شلوار قرمزشو کشید پائین . واااااااای خدای من . داشتم شاخ در میاوردم چقدر پوستش سفید و صافه یه شورت مشکی هم پاش بود که وسطش یعنی قسمت کسش خیس شده بود. اینو می شد کاملا فهمید. بهش گفتم می شه به شکم می خوابی؟؟ وقتی چرخید با دیدن اون کون خوش فرم و تقریبا گنده کیرم سیخ سیخ شد و نفسم تند تند میومدو می رفت شروع کردم کونشو از رو شورت ماچ کردن و روناشو لیسیدن . دیونش داشتم می کردم چون بر خلاف بقیه حال کردن هامون که هی می گفت زود باش و تموم کن و ول کن دیگه اینبار هیچی نمی گفت و فقط 1 بار گفت آخ داری چیکار می کنی زود باش پس. ولی اینبار کاملا معنیش این بود که داداشی کیر می خوام منم سریع شلوارمو کشیدم پائین و کیر داغمو گذاشتم لا پای خواهرم . خواهرم سکسی می گفت ووووووووووویییییییی وووووووووییییی این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!وای چرا اینقد داغه؟؟؟؟؟!! در گوشش گفتم آبجی جون این کیییییییره. و شروع کردم از رو شورتش رو کسش کشیدن آب کسش شورتشو خیس کرده بود همینجوری که داشتم می کردم مواظب بودم که هی شل کنم و سفت کنم که ارضا نشه چون هر وقت ارضا می شد کلافه می شد . امروز تصمیم گرفته بودم کسشو با کیرم تماس بدم که یه دفعه فکر شیطانی به سرم زد بلند شدم نشستم رو باسنش و کناره های شورتش که جمع شده بودو باز کردم که اعتمادش جلب بشه که نمی خوام شورتشو در بیارم ولی نمی دونست چه نقشه ای دارم . خیلی آروم و با ظرافت کامل یه کناره از شورتشو یعنی اون تیکه از شورتش که دقیقا از پشت لای کسش بود و یه کم آوردم بالا و کیرمو آروم کردم تو و تا رفت تو خوابیدم رو خواهرم . فکر می کنم فهمیده بود . منم شروع کردم آروم عقب جلو کردن وااایییی چه فازی می داد کاملا معلوم بود کسش خیسه چون صدای لچ لچ در اومده بود خواهرم سه سوته ارضا شد و شروع کرد بی معرفت بازی که احمق گذاشتی کجام؟؟؟؟؟ زود باش دیگه . خسته شدم.و دیگه نذاشت کیرمو رو کسش بزارم منم بهش گفتم پس لااقل بزار بزارم رو باسنت که زود بیام اونم دستشو گرفت به شورتش و گفت فقط تا اینجا می کشم و نصفه باسنشو انداخت بیرون . جووووون جای همتون خالی خیلی کونش سکسی بود من نمی تونستم از کنارش بگذرم بهش گفتم ای چیه می خوای اصلا پاشیم بریم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! لااقل بیشتر بکش پائین و چون منو اینجوری اینقدر شکمسیر ندیده بود بیشتر کشید پائین منم سر کیرمو تف زدم و گذاشتم رو باسنش و گفتم بابا شلش کن دیگه اه.و وقتی شلش کرد کیرمو کشیدم سمت سوراخش که دوباره خودشو جمع و جور کرد و سفت و گفت چیکار می کنی؟؟؟ بهش گفتم فقط میمالم روش شلش کن دارم میام. خواهرم دوباره لاشو باز کرد چند لحظه بعد نفهمیدم چیکار کردم فقط تا به خودم اومدم دیدم هستی جون داره داد میزنه بی شعور پارم کردی ………………………ومنم سر کیرمو کردم تو کونش و اونم داشت زار می زد و می خواست خودشو نجات بده منم داشتم ارضا می شدم که نا خود آگاه یه فشار دیگه دادم به خدا حس می کردم که داره پاره می شه دلم براش می سوخت شاید اگه حالت عادی بود می کشیدم بیرون ولی آبم داشت خالی می شد و نمی تونستم کنترل کنم 30 ثانیه بعد وقتی از رو خواهرم بلند شدم رنگ پریده خواهرم و لبای زرد شدش و حالت صورتش داشت بهم می گفت احمق خواهر خودتو جر دادی. فرداش هستی بهم گفت از پشت دیروز کلی خون اومد و دیگه توی سکس نزاشت از عقب کاری بکنم و تا حالا فقط 5 بار شده که من آبمو از کردن کونش آورده باشم ولی تا دلتو ن بخواد لا پائی و الانم 4 ساله آبجیم اجازه داده که منم براش مثل شوهرش باشم . درست حدس زدین من الان 4 ساله کس خواهرم می زارم و 1 بارم که اشتباهی فکر می کردم تو کونش کردم ابمو ریختم تو کوسش و به بد بختی نزاشتم بچم تو رحم خواهرم بمونه . البته اون روزا سکسمون خیلی مبتدی بود ولی بعد ازدواجش دیگه کردن خواهرم و دوست دخترام و حتی سکس با خواهرم و یه جنده فرق آنچنانی نداشت برام به خصوص اینکه بعد 2 سال راه افتاد که ساکم بزنه هر چند روزای اول با اکراه اینکارو می کرد.]

‏ ۱ نظر:

arshiya گفت...

خواهرتو گائیدم که اینقدر مادرجنده تخم حرومی...امیدوارم عوض جر دادن خواهرت یکی هم پیدا بشه و زنتو از کون جر بده