۱۳۸۷ مرداد ۲۱, دوشنبه

سکس من و دامادمون

، 18 سالمه و دانشجو ام.
تابستون بود كه خواهرم ازدواج كرد. با دامادمون رابطم خوب بود. اون چهارشونه و قد بلنده. در گذشته هم پرورش اندام كار میكرده. بر عكس خواهر من لاغره.
گاهی به این فكر می كردم كه بیچاره خواهرم چی می كشه. گاهی هم می گفتم ای كاش من جای اون بودم. ولی هیچ وقت نتونستم بفهمم كه كیر اون چی سایزی داره ولی معلوم بود كلفته.
گاهی یك بار اتفاقی منا با لباس دیده بود منم مثلا خودما قایم میكردم و از طرفیم زیاد گیر نمی دادم. چنتا از عكسای عروسیشونم هم دستش بود كه من با خواهرم گرفته بودم . اون لباسمم دكلته بود و تنگ و سینه هام پسر كش بود.من سینه های بزرگ و گردی دارم كه سایزش 85 و باسن گرد و متوسطی دارم، كسمم تپله.
بعد سعی كردم به بهنه ای برم خونشون كه خواهرم نباشه .بلاخره موفق شدم، مامان چنتا چیزی دادن كه براشون ببرم.منم چون دیدم امكان داره جور بشه گفتم بعدش میرم خرید و اگه دیر شد نگران نشین.خواهرم اونروز رفته بود خونه مادر شوهرش و قرار بود شوهرشم بره.
من كه رفتم دیدم دیر در باز شد.وقتیم رفتم بالا دیدم در بازه ولی كسی نیومد جلو،رفتم تو چیزا را گذاشتم توی اتاق. تا اومدم بر گردم دیدم یكی سلام كرد كه دیدم دامادمون با حوله حمام اومده توی اتاق. طبق معمول خودما زدم به مثبت بازی و گفتم من میرم بیرون تا شما بیاین.
رفم وماهواره را روشن كردم، موقیتم توری بود كه اون از توی اتاق می تونست تلویزیون را ببینه ولی من طوری توی كاناپه نشستم كه یعنی لم دادم.
اومد بره توی اشپزخونه منم زود كانالا عوض كردم كه فكر كنه داشتم فیلم سوپر میدیدم.
بعد برگشت ولی فهمیدم كه نرفت تو اتاق، منم از عمد بدترین كانالا گرفتم،داشت یك فیلم زورگیری نشون می داد.
من عاشق سكس خشن یا زورگیریم. داشتم میمردم دیگه، بی اختیار دستما بردم طرف كسم كه یك دفعه دیدم یكی دستشا گذاشت روی سینه هام و گفت در خدمت باشیم. منم سریع خودما جمع كردم و ماهواره را خاموش كردم.گفتم ببخشید مزاحم شدم ،من دیگه باید برم كه تا اومدم در را باز كنم دیدم دستشا گذاشت و دررا بست . منم كه باز مثبت بازی در اوردم گفتم بزارین برم الان مهناز میاد(خواهرم).
فرهاد گفت:نترس تا من نرم دنبالش نمیاد. دلت میاد من تنها باشم.
منم كه دیدم داره راه میاد شروع كردم عشوه اومدن. گفتم فكر نكنم به تفاهم برسیم .
گفت : ما همه جوره راه میایم. مایم و همین یكی خواهر زن.
گفتم من از اینایی كه میدیم خوشم میاد.اونم نامردی نكرد و گفت منم عاشق همینام و دیگه محلتم نداد و دستاما از پشت گرفت به هم و بغلم كرد. نامرد هرچی زور داشت روی دستام خالی كرده بود. اصلا نمی تونستم دستاما تكون بدم. دستاما بست به نخ پره اتاق خوابشون و رفت بیرون، یك لحظه ترسیدم و به خودم گفتم معلوم نیست می خواد چه بلایی سرم بیاره.
دیدم رفته لخت شده و با یكی تسمه برگشته. گفتم لا مصب می خوای كبودم كنی. گفت اگه نسازی جرت میدم كه دیگه كسی نتونه درستت كنه. من عاشق فحش دادنم توی سكس.
دیگه خودم داشتم شل می شدم كه نگام افتاد به كیرش. دو برابر دوست پسرم بود .
اومد جلو و با دندونش زیپی منتوما كشید پایین و عین سینه ندیده ها همچین چنگ انداخت و فشارش داد كه دردم گرفت و بهش گفتم وحشی مگه از قحطی اومدی. گفت تا حالا این جوری را نداشتم.
لا مصب تاپما جر داد.من سینه هاما به زور جاداده بودم ، سوتینم توری بود و با شرتش ست بود و رنگ سفید.
انگشتشا گذاشت روی نوك سینم و همچین كشید كه با پا زدم به پاش و گفم تا حالا امپول هاری نزدی؟
از وست سوتیینما جر داد و سینه هاما اورد از وسط بیرون. اینقد محكم دندون می گرفت كه سر یكی از سینه هام سرخ شده بود.
بعدم شلوارما كشید پایین و تسمه را از لای پام اورد بال و به محضی كه رسید به رونم یك تكونی داد تا محكم بخوره به پام تا پاهاما باز كنم. اینقدر دردم گرفت كه بهش گفتم كس كش مگه زبون نداری. نشست روی زمین كه راحت تر كسم را ببینه كه منم پاهاما باز گذاشتم و گفتم یادت نره من دخترما. گفت اگه نبودی تا حالا 30 بار كرده بودمت. از روی شرتم یك دندون محكمی از چوچولم گرفت و بعد شرتما از وسط پاره كرد. منم پاهاما انداختم دور گردنش و حلقه كردم و گفتم اگه هاری حالا ثابت كن و بلیس ببینم . نا مرد همچین می خرد كه داشتم بال در می اوردم.
دیگه نا نداشتم و پاهاما باز كردم. دستاما باز كرد و انداختم روی تخت و نشت روم طوری كه كیرش جلوی دهنم بود، گفت بخورش. منم ناز كردم و گفم دوست ندارم كه همچین سینه هاما چلون كه دردم گرف از پشت با پام زدم به كمرش و گفتم نمی خورم. لا مصب رفت سراغ كسم چوچولما دندون گرفت و گفت یا می خوری یا راست می كنم توی كونت. گفتم بكن من كه از خدامه. و برگشتم و باسنما باز كردم طرفش. همین كه اومد بكنه خودما عقب كشیدم و گفتم نامرد چربش كن من كه جر می خورم. گفت من بهش چیزی نمی زنم می خوای بخواه نمی خوای باید بوریش. گفتم گور باباش.. بیا بخورم این بی صاحبا. خوابوندم باز نشست روم و كیر را كرد تو حلقم، داشتم خفه می شدم . كه بعد از چنتا لیس گفتم بسه بكن توش كه دارم میمیرم. اونم نامرد همین جوری كرد توش بدون هیچ بازی.
همین كه سرشا كرد تو داشتم جر می خوردم.گفتم لا مصب وایسا دیگه .اونم با دست با چوچولم بازی كرد تا كمی اروم بشم. همین كه اروم شدم یك ضرب كرد تو دیگه داشتم میمرد. كیرشا قشنگ تا تو شكمم احساس می كردم.
كمی اول اروم خودشا در كشید و بعد یك دفعه كرد تو . بعدم شروع كرد به تلنبه زدن. من كه فقط جیغ میزدم. و بعد به ااااااااااااه گفتن افتادم. دیگه داشتم كم كم ارضا میشدم ولی لا مصب بسش نبود كه بهش گفتم كس كش بسه دیگه كه سرعتش را زیاد كرد و محكم میزد روی باسنم. و بعد زودی ابش اومد و همه را ریخت روی شكمم. بعد كنارم خوابید و گفت می زاری با یك چیزی دیگه بكنمت كه من دیدم امشب اگه زن نشیم خوبه. كه گفتم مامان منتظره كه گفت پس قرار بعدی كی كس تپلی؟ گفتم زنگت میزنم.
بعدم خودما پاك كردم و اومدم كه در برم گفت بزار یك بار دیگه كستا بخورم كه منم از خدا خواسته خوابوندمش و نشستم روی دهنش، لا مصب هم می خورد و هم با 3تا انگشتاش می كرد توی كونم و با اون دستش سینه ما میمالید و تا جایی كه ارضا بشم دوباره برام لیس زد كسما.
دیگه بعد منا رسوند خونه و رفت دنبال خواهرم. دیگه ولم نمی كرد كه می خواد بكنه كه بعد از چند بار دیگه با یك بهانه ای باهاش دعوا كردم و هرچی كس لیسی كرد محل ندادم.

۴ نظر:

Atta KianPour گفت...

09371795454من هستم باكيركلفت اگه راست ميگي

amir azadi گفت...

خانمای سن بالا و سکسی شیرازی زنگ بزنن09164546790

Ehsan Karimi گفت...

کوس شعر دورغه...تکراری بود

Ehsan Karimi گفت...

کوس شعر دورغه...تکراری بود